محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1206

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

مع الشين گرزش - [ بفتح گاف و سكون راى مهمله و كسر زاى معجمه ] تظلم و زارى نمودن . [ 1 ] اما شمس فخرى - بضم گاف - آورده گفته : بيت مگر سرگرانى گرزش تواند * كه بردارد از مملكت رسم گرزش و استاد خسروى نيز گويد : بيت « 1 » بده داد من از لبانت و گرنه * سوى خواجه خواهم شد از تو به گرزش گزارش - [ بضم گاف و كسر راى مهمله ] بمعنى تعبير خواب باشد . مثالش حكيم فردوسى گويد : بيت « 1 » تو اين خوابها را بجز پيش او * مگو و ز نادان گزارش مجو و بمعنى ادا كردن سخن نيز آمده [ 2 ] . مثال اين معنى شيخ نظامى گويد : بيت « 1 » بياضش در گزارش هست معروف * كه در بردع سوادش بوده موقوف گوارش - همان گوارشت مرقوم و جوارش معرب آنست . مثال معنى اول حكيم اسدى گويد : بيت « 1 » خورش را گوارش مىافزون كند * ز تن ماندگيها ببيرون كند مثال معنى دوم فخر الدين گرگانى گويد : بيت « 1 » گوارشهاى الوان معطر * سراسر قوت جسم و قوت سر گاودوش - ظرفى كه در آن شير دوشند [ 3 ] . گزينش - [ بضم گاف و كسر زاى معجمه و نون ] بمعنى نيك از بد جدا كردن كه به عربى انتخاب گويند [ 4 ] . مثالش مولوى معنوى فرمايد : بيت « 2 » شه « 3 » بر آن عقل و گزينش كه تر است * چون تو كان جهل را كشتن سزاست گواش [ بفتح گاف و بعضى - بضم گاف - گفته‌اند و بعد از گاف واو ] رنگ باشد يعنى لون « 4 » و در

--> ( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - كلمه از « س » است . ( 3 ) - « س » : سه . ( شه كلمه‌ايست كه در مقام نفرت گويند ) . ( 4 ) - تا علامت ستاره در صفحهء بعد را « الف » در حاشيه دارد . ( 1 ) برهان گويد كرزش هم آمده است . « استاد دهخدا كلمه را مصحف گزرش گزارش دانسته‌اند ( در حاشيهء نسخهء لغت فرس اسدى ص 212 چاپ مرحوم اقبال ) . ( 2 ) در برهان معنى شرح و تفسير عبارت نيز دارد و بمعنى پيش كش نيز هست و معنى گذاشتن نيز دارد اما صحيح آنست كه درين معنى گذارش است . ( حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 3 ) گاويس . گاودوشه . محلب ( عربى ) . و برهان بمعنى تغار ديواره بلند نيز آورده است كه لوله يا ناوى مانند جرغتو داشته باشد . ( 4 ) برهان گويد ترجمهء خاصيت نيز هست ( لغت دساتيرى . حاشيهء برهان ) .